تبليغاتX
برزخ امـا ... بهشـت - ده

برزخ امـا ... بهشـت

بهشت همان دوران کودکی ست ...

 

و خدایی که در این نزدیکی است ...

 

1)

بسی متاسف شدیم ...

برای خودمان و خودتان و خودشان ...

و نیز برای تمامی آنهایی که زجر می کشند و دم نمی زنند ...

باید ایـن نوشـتـه ی آزی رو بخونیـن ، تا بفهمین من چی میگم ...

 

2)

من چقدر با خوندن – نه بابا خوندن که نه ، فقط دیدن – اینجا ، دچار یاس فلسفی شدم ، خدا میدونه ...

خداوندا ، کمی ، فقط کمی ، زبان نامادری ما را تقویت بفرما... ! *

آمیـــن بلنـــــــد بگــــــــــو !!!

 

3)

سـ.و.تـ.ـی ...

زمان : کله ی صبح – حدودا ساعتای 8-7 **

مکان : تو هال ، تلویزیون واسه خودش روشنه .

منم تو این یکی اتاق جلوی کامی نشستم و باهاش ور می رم . – و مسلما تی وی رو نمیبینم ! -

صدای یه آقایی میاد که داره واسه خودش جواب اس ام اس های مردم رو میده .

من : مـامــان ! این که داره حرف می زنه همون پسر بدترکیبه س؟!

مامان : کدوم پسر بدترکیبه ؟! این یه آقاییه هم سن و سال بابات .

من : وا ؟! پس این پیرمرده و صداش اینقدر جووونه ؟!؟!؟!

( نه! می خوام بدونم سوتی رو داشتین یا نه ... ؟! اون لحظه دلم می خواس نامرئی بشم ... !!!)

 

4)

برادر  ِ گرام ، از توی پستوی خانه ، یک ادکلنی کشف کرده ،

به اسم " ت.گ.ز.ا.س " .

خـــَفـــــــــَن  بوی خوووبی میدهد این لامصــب ... !!!

و ما نمی دانیـم چرا هر وقت برادر عزم رفتن به بیرون از منزل را می کند ،

بینی ما ناخودآگاه دنبالش کشیــده میشود ... !!!

 

5)

- لطفا لبخنــد بزنیــد ... !!!

کلاس آموزشی برای آقایان!

اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخشی از مغز که از وجودش بی خبرند !

واحد اول دروس پایه :

چطور بدون مادرمان زندگی کنیم ؟ :200  ساعت
"
همسرم مادرم نیست" : 35 ساعت
درک این مساله که فوتبال چیزی جز یک ورزش نیست و حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست : 500  ساعت

واحد دوم زندگی زناشویي:

بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد :50  ساعت
غلبه بر سندروم "کنترل از راه دور تلویزیون همیشه باید دست من باشد": 55 ساعت
درک این مساله  که : کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند:80 ساعت
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم: 50 ساعت
چطور بدون اینکه ناله کنیم از بیماری مهلک سرما خوردگی جان سالم به در ببریم: 50 ساعت

واحد سوم اوقات فراغت:

چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم.
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم.
چطور یک بلوز را در کم تر از دو ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم.

واحد چهارم آشپزخانه:

مرحله اول مقدماتی  : Off خاموش / Onروشن
مرحله اول پیشرفته : اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه

کلاس عملی: عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی

بعد از قبولی در مرحله اول ، مرحله فشرده با عناوین زیر آغاز می شود. نظر به اینکه مباحث واقعا پیچیده اند در هر کلاس حداکثر هشت شاگرد پذیرفته می شوند.

اولین مبحث البسه: از لباسشویی تا کمد ( یک مرحله مرموز )
دومین مبحث: ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال
سومین مبحث: آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند.
چهارمین مبحث: مصیبت کاغذ توالت کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمی شود (نمایشگاهی از همه چیزهای خود به خودی در خانه!)
پنجمین مبحث: آیا وقتی مردی رانندگی می کند، می تواند آدرس بپرسد بدون اینکه بی عرضه به نظر برسد؟
ششمین مبحث: تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک
هفتمین مبحث: "مردی در صندلی کنار راننده"  : آیا واقعا ممکن است دائما دستور العمل صادر نکنیم و غر نزنیم وقتی خانم رانندگی می کند یا مشغول پارک کردن است؟ ***

از اینجا

 

6)

...

" رها " ی همیشه مهربونم ،

دلم میخواد بیای و بگی که تمام اون نوشته ها ،

فقط و فقط یه شوخی بوده و بس ... !

 

7)

*  

یادمان آمد بارها ، اطرافیان مارا گفتندی ،

اگر چیزی از خداوند ، همی خواستی ، زیـــــاد بخواه !

پس ، حرفمان را پس گرفتندی و دعایمان را اینگونه تصحیح کردندی که :

خداوندگارا ، زبان نامادری ما را ، در حد تیم ملی تقویت بفرما ... !!!

- لال شود زبانی که آمیـــن نگوید ! -

 

**

ما همیشه با ایمان به این جمله : سحرخیز باش تا کامروا شوی ،

اموراتمون می چرخه ...

پس بیدار بودن ما در اون ساعت از کله ی سحر ، جای هیچ بحثی نداره ،

اما اینکه چرا در اون ساعت ما پای کامی جون بودیم ،

بماند ... !

 

***

آخ آخ آخ !!!

من دق کردم از بس سعی کردم این رو به تمامی افراد ذکور فامیل و دوست و آشنا ، حالی کنم ،

ولی نشد ... !!!

خدا خودش هدایتشون کنه ... !!!!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:53 توسط مرواریــد |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

I'm just a kid with 2 long legs

.
.
.


،می دونم هر جـا که باشم

... آسـمون همیـن یـه رنگـه

سیـاوش/دلتنـگی/آلبوم رگبـار


اینجایم
  • It's ₥ε...

  • بخونین ضرر نمی کنین

    بی خبر گذاشتی و رفتی ، بی خداحافظی
    بـازنـده
    دانلود از شبکه تورنت
    عادت به دلتنگی
    آرشیو پیوندهای روزانه


    ...گذشته ها گذشته

    شهریور 1387

    مرداد 1387
    تیر 1387
    خرداد 1387
    اردیبهشت 1387
    فروردین 1387
    اسفند 1386



    ! خانه دوست اینجاست

    دلتنگی های یک مریم
    شبهای مهتـابی
    از خود با خویش
    پرسـپکتـیو
    کوه درد
    صبوری می کنم
    دانشگاه من
    هم سطر ، هم خیال
    مشترک موردنظـر
    جایی شبیـه قلب من